روش تفکر انیشتین

انیشتین چگونه فکر میکرد ؟

روش تفکر انیشتین


روش تفکر انیشتین :
انیشتین چگونه فکر میکرد ؟

“من به هیچ­یک از کشفیاتم با روند تفکر منطقی نرسیدم. ” – آلبرت انیشتین

آلبرت انیشتین یکه­تاز عرصه دستاورد علمی ونابغه ی تفکر می­باشد. او شخصیتی به شدت مهم و با روش تفکر خاص است که روش تفکر او منجر به کار خارق العاده و پیشگامانه­ای شد که نه تنها ستون های فیزیک مدرن را شکل داد، بلکه تا حد زیادی فلسفه علم را تحت تاثیر قرار داد.

به معنای واقعی کلمه، انیشتین، طرز دید ما را در دنیا عوض کرد. او بیانگر مشهورترین معادله جهان و کاشف تئوری نسبیت است، که به عنوان بالاترین کشف فکری انسان، در نظر گرفته می­شود.

انیشتین چگونه فکر میکرد ؟

انیشتین معمولا کارهایش را به روش­های منحصربه­فردی انجام می­داد؛ از تجسم کردن گرفته تا خیال­بافی  و حتی الهام گیری از قطعه کوچکی موسیقی.

بینش خلاق و دید فلسفی انیشتین، در کارهای امروزه ، به ما کمک می­کند.

روش تفکر انیشتین : قدرت نواختن ساز

“ایده نو، ناگهانی می­آید و بیشتر، بصریست. بصیرت ، کشف چیزی نیست جز دستاوردی از تجارب عقلانی پیشین.” – آلبرت انیشتین

انیشتین برای استراحت بین کارهایش به نواختن ویالون، می­پرداخت. بتهوون “پیاده­روی های شدید و طولانی ” را دوست داشت در حالیکه با خود یک مداد و برگه موسیقی خالی می­برد. Mahler، Satie  و Tchaikovsky همگی بر این باوربودند که باید پیاده روی میان روزانه­ی برنامه­ریزی شده و منظم، وجود داشته باشد.

برای برخی، این کار، تنها قدم زدن و استراحت روزانه است اما برای برخی دیگر،این کار،  اختصاص دادن زمان به علایق در زمینه­هاییست که کاملا با کار حرفه­ایشان متفاوت است.  موسیقی  نقاشی و پیگیری تلاش­های خلاقانه ،همگی به ما در پیدا کردن چیزهایی که می­دانیم و  چیزهایی که باید بدانیم، کمک می­کند. (بعضی ها میگن سیگار کشیدن هم هست ☺☺☺ )

انیشتین پرداختن به موسیقی را به عنوان بخش مهمی از فرآیند خلاقانه­اش می­دانست.روش تفکر انیشتین به این صورت بود که چیزهای ظاهرا نامربوط در خارج از قلمرو علم را در نظر می­گرفت (هنر، ایده­ها، موسیقی،تفکرات)، و آن­ها را باهم ترکیب می­کرد تا به ایده­های جدیدی برسد و به همین صورت هم به معروفترین معادله­اش، E=mc2 رسید.

به نظر می­رسد این روش تفکر انیشتین ویژگی اساسی در فکر  پر بار او باشد. انیشتین در نامه­ای(که قسمتی ازآن در زیر آمده است) به Jacques S. Hadamard، که فرآیند فکر ریاضیدانان را مطالعه می­کرد، نوشت :

” به نظر می­رسد که کلمات یا زبان، به گونه­ای که نوشته یا حرف زده می­شوند، در مکانیزم تفکرم، نقشی نداشته باشند. نهادهای روانی که به نظر می رسد به عنوان عناصر در فکر خدمت می کنند، برخی از نشانه­ها و کم و بیش، عکس­های واضحی هستند که می­توانند “داوطلبانه” مجددا تولید و ترکیب شوند… اما از منظر روان شناختی، به نظر می­رسد بازی ترکیبی ویژگی اساسی در فکر  پر بار  باشد- قبل ازینکه هرگونه  ساخت منطقی در کلمات یا هر نوع دیگری از نشانه­ها که قابل ارتباط با دیگران باشد، وجود داشته باشد. “-  آلبرت انیشتین

خلاقیت آموخته نمی­شود، اما می­توان آن­ را تحت کنترل درآورد و پذیرفت. هیچ­چیز آتش خواسته­های خلاقانه ما را بیشتر از تفکر الهام­بخش فوری ، نمی­افروزد. (افتادن سیب از آسمان). در واقعیت، خلاقیت زمانی شکوفا می­شود که شما به آن بها دهید. و خلاقیت زمانی به حداکثر پتانسیل خود می­رسد که با دانش، ایده و مهارت­هایی که شما در طول زندگی به دست آورده اید، گره خورده باشد. به همین دلیل است که تولیدکنندگان فیلم، در موزه­های هنر، به دنبال الهام گرفتن هستند و آهنگسازها نوشته­های خود را در موسیقی روزانه زندگی ، جستجو می­کنند.

روش تفکر انیشتین : ایده­ها و فاصله­ ها

همان­گونه که Maria Popova مولف کتاب مغز استخوان (brainpicking) می­نویسد، ترکیب ارگانیک ایده­ها زمانی اتفاق میفتد که ما به عقب برگردیم و الگوها را بیازماییم. این لحظه­ها را با الهام بخشی مشهور جرقه ذهنی اشتباه نگیرید، هرچندکه این لحظه­ها می­توانند در قدم زدنمان، حمام کردنمان یا حتی مدیتیشن اتفاق بیفتد. به آن­ها به چشم لحظه­های مهمی نگاه کن که بخشی از یک فرآیند خلاقانه متوالی را تشکیل می­دهند که در حال کار و بازی اتفاق می­افتند. به کار به چشم نگاه کردن از لنز میکروسکوپ در آزمایشگاه نگاه کن و خلاقیت زمانی تراوش می­کند که در آزمایشگاه استراحت می­کنید، ابزار موسیقایی بردارید یا به یک پیاده­روی بروید.

این بازه زمانی به انیشتین کمک کرد تا نقاط آزمایشی خودش را در لحظه­های مناسب، وقتی که ویالون را برمی­داشت، به هم وصل کند.

همسر دوم وی، السا می­گوید: “من عاشق آلبرت شدم چون موزارت را بسیار زیبا با ویالون مینواخت.” “او پیانو هم مینوازد. موسیقی به او زمانی که به تئور ی­هایش فکر می­کند، کمک می­کند. او  سراغ مطالعه­اش می­رود، برمی­گردد، چند کورد در پیانو را می­زند، برخی چیزها را سریع یادداشت می­کند و به مطالعه­اش برمی­گردد.”

انیشتین احتمالا زن خوبی داشته که هر روز بهش غرولند نمیکرده ☺

انیشتین چگونه فکر میکرد ؟

روش تفکر انیشتین

روش تفکر انیشتین : زیبایی سکوت

محقق  Victoria Stevens ، کسی که علم اعصاب خلاقیت را در کتاب “  “ To Think Without Thinkingبررسی کرده، می­نویسد:

“این نوع از بازی ذهنی، از هر دو تفکر ناآگاه و آگاهانه استفاده می­کند: اسکن محرک های مختلف و اطلاعات، یافتن الگوها و شباهت­های واضح یا پنهان بین اشیا یا ایده­ها و بازی با ارتباطات، روابط و اتصالات آنها.”

Stevens می­نویسد که اتصال بین حل کننده مساله­ با متفکر خلاق، ضروریست. “بازی ترکیبی” زمینه خوبی را برای تحقیق عصبی در ارتباط مستقیم بین بازی، تصورات، خلاقیت و انتقال فکر فراهم می­کند.

وقتی چنین بازی ترکیبی تخیلی، بخش ضروری فکر پربار انیشتین را تشکیل می­دهد؛ طرزتفکر مشابه و طبیعتی پرشور برای تمامی موجودان هنرمند الزامی می­شود.

انیشتین میگوید : “شخصا، من بیشترین درجه خشنودی را در ارتباط با کارهای هنری تجربه کردم. آن­ها چنان احساس خوشحالی را به من می­دهند که من از هیچ منبع دیگری دریافت نمی­کنم.”

کارهای انیشتین تاثیر زیادی از هنر گرفت و در عوض، بر هنرمندان هم تاثیر گذاشت.

کارهای سورئالی Salvador Dali هم ریشه در کوچکترین عناصر علمی کارهای انیشتین دارد. Dali علاقه زیادی به مکانیک کوانتوم و فیزیک هسته­ای داشت و این ذرات اتمی، ایجادگر نقاشی­­اش به نام  “The Persistence of Memory ” هستند. برخی فکر می­کنند که این نقاشی برای نمایش دادن خم کردن زمان است.

نقاشی خم زمان

نقاشی خم زمان

 

روش تفکر انیشتین : رویاپردازی برای پیروزی

تقلاهای یادگیری و علمی اولیه انیشتین،  غالبا مورد بحث قرار می­گیرد.

در 15 سالگی، از مدرسه بیرون انداخته شد. انیشتین مدرسه را ترک کرد، چون معلم­هایش، تخیل بصری را برای یادگیری قبول نداشتند؛ مهارت­هایی که اساس طرز تفکرش را تشکیل می­داد.

انیشتین می­گوید: “خیال­بافی از دانش، مهم­تر است.”

تصادفی نیست که در همان زمان، انیشتین شروع به استفاده از آزمایش­های فکری کرد (آزمایش­هایی که با تخیل در فکرش انجام می­داد.) که طرز تفکرش را نسبت به آزمایش­های آینده­اش، عوض کرد.

اولین بار، به دنبال یک پرتو نور دیده شد که به او در شروع کشف نسبیت خاص، کمک کرد.

توانایی ذاتی وی در تصور جزئیات علمی پیچیده، تبدیل به نشان تحقیقاتیش شد. کار او در جاذبه هم، تحت تاثیر تصور سوار شدن در آسانسوری در حال سقوط آزاد بود. این پرواز خیالی، نهایتا باعث شد تا او متوجه شود که جاذبه همان شتاب است.

با استفاده از این آزمایش­های فکری ساده، انیشتین فهمید که زمان و فضا، هردو، توسط ماده شکل گرفته­اند.(پایه تئوری نسبیت عام) و حیرت انگیز است که این آزمایش فکری، همه چیزهایی را که ما درباره جهان می­دانستیم،  تغییر داد. ایده نیوتون درباره جهان، تک بعدیست، اما انیشتین، تصور کرد که جهان ما 4بعدیست که ستاره­ها، سیاره­ها و اجسام آسمانی “اساسی” را تشکیل می­دهند که به صورت دینامیکی با خم شدن و انحنای مخزن گرانش، تحت تاثیر قرار می­گیرند.

تنها در این اواخر، بشر مجهز شده تا آن­چه را که تئوری انیشتین می­گوید، کشف کند. – ابرنواخترها، سیاه چاله ها، و تکامل سیستم خورشیدیمان.

روش تفکر انیشتین : میراثی پایدار

تا نزدیک به یک قرن دیگر، میراث انیشتین مثل همیشه، قوی باقی می­ماند. تئوری­های جاذبه،  فضا و زمان، هم­چنان بر نسل جدیدی از دانشمندان، اثر می­گذارد. انیشتین همان­گونه که به کارهایش می­پرداخت،  حسی طبیعی از درک جهان و محبت و مهربانی نسبت به مردم اطرافش را حفظ می­کرد.

او از زمان بسیار اندک ما روی این سیاره آگاهی داشت و در عین حال هم می­دانست که تمامی کارهایش که در آن به موفقیت رسیده بود، مستقیما به کسانی مربوط است که قبل از وی آمده بودند. و او هم درک کرده بود که کارهایش ، ابزاری هستند برای کسانی که بعد از او می­آیند.

انیشتین می­گوید: “چقدر عجیب است که بسیاری از ما می­میریم! هریک از ما برای اقامتی کوتاه، اینجاست؛ نمیداند برای چه چیزی، اما گاهی فکر می­کند که درکش می­کند. اما حتی بدون انعکاس عمیق­تر هم، از زندگی روزانه­اش می­فهمد که یک فرد برای مردم دیگر، وجود دارد… من روزانه، هزار بار برای خودم تکرار می­کنم که زندگی درونی و بیرونی من بر مبنای زحمت­های دیگران است، چه زنده باشند و چه مرده، و من باید خودم را به گونه­ای نشان دهم که همان مقداری که گرفته­ام و میگیرم را پس بدهم. ”

 

 

3 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *